سلام

آخر هفته خوبی داشتین؟

وقتی از مسافرت برگشتیم هیچی تو یخچال نبود فردا عصرش که دومادم از سرکار برگشت بهش گفتم تو نیاد تا باهم بریم یه کم خرید کنیم تو شیراز اسفناج های خیلی خوبی دیدم اما چون امکان آوردنش از اونجا نبود وقتی رفتیم میوه فروشی و اسفناج دیدم خواستم یکی دو کیلو بگیرم که دومادم گفت وقتی بپزیش چیزی نمیشه و برا همین ما هم جوگیر یه دسته اسفناج ۴کیلویی گرفتیم و ٣ساعت درگیر پاک کردن، شستن، پختن و سرخ کردنش شدم و از اونجایی که همه خانم های کدبانو میدونن که نمیشه اسفناج رو فریزری کرد و باید تازه مصرف کرد و منم برا ناهار فردای دومادم خورشت آلو اسفناج و برانی اسفناج درست کردم اما بازم کلی اسفناج رو دستم مونده بود که نمیدونستم باید چیکارش کنم و چون یه بار مادرشوهری خونمون خورشت آلو اسفناج خورده و خیلی خوشش اومده بود به پیشنهاد دومادم برا ۵شنبه که شب میخواستیم بریم خونه مادرشوهری صبح زنگ زدم که اگه حاج آقا هم خورشت آلواسفناج دوست داره برا شام من خورشت و بپزم و بیارم که اونم خیلی استقبال کرد و نصف دیگه اسفناجها خورشت شداوهو خیلی خوششون اومد و تا ١٢شب اونجا بودیم و صبح جمعه مامانم زنگ زد که شب بریم خونشون و منم خوشحال که از دست بقیه اسفناجها  راحت میشم هورا