سلام دوستان گلم

نمیدونید چقدر پیامها و اظهار دلداری هاتون برامون قوت قلب بوده و هست ازتون خیلی خیلی ممنونم

شرمنده که ناراحت و نگرانتون کردم اما تنها جایی که میتونم با خیال راحت حرفامو بزنم فقط همین جاست.به خانواده هامون که نمیشه حرف زد همینجوریشم نگرانن و دل تو دلشون نیست.مادر شوهری که بدجور نگرانه و نگرانی کامل از صداش میشه حدس زد.

شنبه صبح دومادم رو رسوندم سرکار و خودم هم رفتم بانک تا قسط بدم و از اونجا ناهار پیش مامانم بودم و بعد رفتم آرایشگاه و بدو بدو رفتم خونمون تا لباسامو عوض کنم برا ساعت 4 برم دنبال دومادم که بریم دکتر و دومادم هم با یه پیک هماهنگ کرد که بره از آزمایشگاه جواب MRI رو بگیره و ببره مطب دکتر تا ما هم معطل نمونیم.با بارونی که اومد خیابان ها بدجور ترافیک بود اونم تو شریعتی که روز عادی ترافیک دیگه چه برسه به اینکه یه بارونم بیاد.با هزار جور بدبختی جای پارک پیدا کردیم و ماشین گذاشتیم تو یه کوچه و کلی پیاده تا مطب رفتیم.دومادم که قرصهایی که دکتر قبلی بهش داده بود رو میخوره بدجور تو مطب چرت میزد اما چون از قبل سفارشمون رو کرده بودن بعد نیم ساعتی رفتیم تو و دومادم همه علایم و دردی که داشت رو به دکتر گفت.دکتر هم MRI رو دید گفت که هیچ مشکلی ندارهاوه و وقتی معاینه کرد با جدیت کامل گفت که من نمیدونم مشکلت چیه؟!!!!!تعجب من و دومادم که وا رفتیم و یه قرص نوشت که مسکن اعصاب هست و قرص دکتر قبلی رو هم دوزش رو زیاد کرد.وقتی از مطب اومدیم بیرون به مامان ها زنگ زدیم و گفتیم که جواب MRI خوب بوده و مشکلی نیست.شب اولین قرصی که دکتر داده بود رو خورد اما چشمتون روز بد نبینه دردش که بهتر نشد بدتر هم شد.

یکشنبه از دردی که دومادم داشت نتونسته بود تا صبح  چشم رو هم بذاره و برا همین خونه موند و صبح بعد از صبحانه یکی دیگه از همون قرص ها رو خورد که باز دردش رو افزایش داد و گفت که دیگه این قرص رو نمیخوره و احتمال داد که شاید از دندانش باشه و با دندانپزشکش هماهنگ کرد و ساعت 5.30 رفتیم.دکتر وقتی دندانهای سمت راست صورت رو نگاه کرد (همون سمتی که درد داره) گفت هیچ مشکلی نداره اما بالای یکی از دندانهات انگار آبسه کرده و چرک کرده برا همین درد ریشه داری.من و دومادم نمیدونید چقدر خوشحال شدیم که بالاخره منشاء درد معلوم شد از کجاست و دکتر گفت باید به یه متخصص ریشه مراجعه کنید.شب تو اینترنت از سایت کتاب اول گشتم و لیست متخصصین ریشه دندان رو پیدا کردم و برا امروز از یکیشون وقت گرفتم.

امروز دومادم دیگه مجبور شد بره سرکار و قرار شد منم ساعت 1.30 براش ناهار ببرم و از اونجا بریم دکتر که ساعت 12.30 زنگ زد که حالم خوب نیست و آژانس گرفتم و دارم میام خونه.الانم دراز کشیده و یه مسکن خورده تا کمی دردش بهتر شد بتونه غذا بخوره.

بازم از همتون ممنونم