سلام دوستان گلم

آخر هفته چطور بود؟ خوش گذشت؟!

اگه یادتون باشه تو پست قبل گفتم که دومادم ناهار اومد خونه برا شب که بریم سینما باهاش حرف بزنم. جالبش این بود که دومادم هنوز پاش تو خونه نذاشته بود که گفت :"میای امشب بریم فیلم جدایی نادر از سیمین" منو میگی تعجب البته این چیز جدیدی نیست خیلی مواقع پیش میاد که هردومون در مورد یه چیز واحد فکر میکنیم و یه تصمیم میگیریم.

بگذریم بعد ناهار یه چرتی زدیم و ساعتهای 8 بود که حاضر شدیم و رفتیم ا ر ی ک ه ایرانیان همه بلیط ها فیلم فروش رفته بود و فقط برا سانس 11 بلیط داشتن که خیلی دیر میشد برا همین رفتیم میلاد نور یه چرخی زدیم و منم یه مانتو خریدم و شام رفتیم رستورانهای طبقه پایین میلاد نور.

شب هم سعی کردیم زود بخوابیم که فردا بتونیم سر وقت بیدار بشیم.

آخه من و دومادم کلاس های آمادگی آیلتس سفیر صبح ها روزهای جمعه اسم نوشتیم. خیلی خوبه که باهم هستیم.یه تجربه جدید هست. به غیر من و دومادم یه زن و شوهر دیگه هم هستن. چون خیلی وقته که از محیط آموزشگاه و زبان دور بودم این جلسه رو زیادی ریپ میزدم اما امیدوارم بتونم تو جریانش بیوفتم و تا آخرش با دومادم بریم برا آزمون نهایی

بعد از کلاس با اینکه غذا خونه داشتیم و فقط باید برنج میپختم اما چون من و دومادم بینهایت گرسنه بودیم  به پیشنهاد دوماد خان رفتیم رستوران همیشگیمون که ازش کلی خاطره های خوب داریم. بعد ناهار اومدیم خونه یه چرتی زدیم و حاضر شدیم و رفتیم خونه مامانم تولد. خیلی خوش گذشت همه خواهرام و برادرم رو دیدم و اونجا به همشون اعلام کردم (یواشکی میگم که دومادم نشنوه) "هر برنامه و مهمانی پنجشنبه ها دارن به خاطر ما به هم نزنن چون حتما من و دومادم هم درش شرکت میکنیممژه" .  امروزم قرار بود برم دانشگاه تا پیگیر کارهای پایان نامه بشم که تنبلی کردم و دارم خونه رو جمع و جور میکنم که تا ساعت 5 کارهام تموم بشه چون با دومادم قرار دارم برا دندانپزشکی