ماجراهای من و دومادم 14

سلامممممممممممم بغل

خوبی هستین؟

امروز از صبح نت خراب بود و نتونستم بیام بدجور به اینجا و تک تک دوستام عادت کردم  امروز دومادم منو سوپرایزر کرد و زود اومد خونه و نت و درست کرد الانم خوابوندمش که بعد پاشه بشینه درس بخونه آخه فردا امتحان زبان داره و دعا کنید خوب بده

راستی قضیه شب یلدا هم یه جورایی حل شد(جریانشو که یادتونه) آخه امروز مادرشوهری به دومادم زنگ زد و برا فردا شب شام دعوتمون کرد و منم میخوام برا فردا شب ژله انار که تقریبا ابتکاری و کیک موز و گردو که دستورشو از مطبخ رویا جون گرفتم و درست کنم قبلا درست کردم خیلی عالی شد هرچند همه دستورات غذایی مطبخ رویا عالی میشه و حرف نداره فردا شب ازشون عکس میگیرم و نشونتون میدم مژه برا درست کردن ژله انار دون کرده میخوام به دومادم گفتم که سر راه ٢تا دونه انار بخره اونم خرید اما همین ٢تا دونه انار شد ٣٠٠٠تومن بهم که گفت من اینجوری شدمهیپنوتیزم

یه خبر دیگه اینکه احتمال داره دی ماه با برادر شوهری و خانومش بریم شیراز اونم خیلی یه دفعه ای شد امروز دومادم زنگ زد که برا ١۶ تا ٢٠ کاری نداری منم گفتم نه چطور؟ گفت احتمالا بریم شیراز آخه برادرش از طرف شرکتشون میتونه جا بگیره خیلی ذوقیدم نیشخند فقط مشکلی که هست اینه که اگه با ماشین بریم کلی پول بنزین میشه اونم لیتری ٧٠٠ تومن . جاریم زنگ که مستقیما خبرو بهم بده قضیه با ماشین رفتن و بهش گفتم اونم تقریبا موافقت کرد که اگه میشه با قطار بریم باز باید ببینیم آقایون نظرشون چیه؟!

تصمیم جدید:

چون آشپزی کردن و خیلی دوست دارم میخوام غذاهایی که درست میکنم و با عکس و دستوراتش تو یه پست جداگانه بذارم البته میدونم که همتون از من هنرمندتر هستین اما امکان خوبیه که بتونیم دستورات غذایی جدیدی رو وارد برنامه غذایی کنیم اونایی که ازدواج کردند میدونن که آشپزی کردن به اندازه این جمله معروف "چی درست کنم؟آخ" سخت نیست زبان

 

راستی میتونید دستورات آشپزی از قسمت صفحات جانبی ببینید

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مطبخ رویا

سلام دوست نازنینم ...ممنون از لطف ومحبتتون ....یلدا مبارک ..براتون آرزوی شبی شاد و به یاد ماندنی دارم [گل][گل][گل]

خانوم خونه

ممنون اومدی به وبلاگم . نوشته هات منو یاد روزهای اول زندگی مشترک خودم و آقای خونه انداخت .

آرزو

نمی دونم خانواده همسرت چطور آدمایی هستن ولی به نظرم داری یکم زیاده روی می کنی. هر سری که میری خونشون چیزی نبر. اگه میخوای هنرمندیاتو که مطمئنم زیادن، نشونشون بدی و خوشحالشون کنی ، دعوتشون کن خونه خودت و نذار عادت کنن که هرسری می ری خونشون یه چیز ببری.ارزش خودتو زیادکن. البته منکر هدیه و لطف و مهربونی نیستم ولی همیشه اینکار رو نکن. باور کن جدی می گم عادت می کنن و دیگه به حساب وظیفت می ذارن، اگه یه وقت اینکار رو نکنی فکر ناجور می کنن. حالا حساب شب یلدا جداس. البته ببخشید که فضولی کردما، فقط یه تجربه بود.

آرزو

راستی دوست جون یلداتون پیشاپیش مبارک. خوش بگذره!!!

مینا

سلام خوشحال میشم عکسارو ببینم به شرطی که بزای ماهم بخوریم هههههههههه

سیما

بدو که روز کوتاهه پاییز آخر راهه هندونه رو آوردی؟؟ جوجه هاتو شمردی؟؟ زمستونه فردا مبارک باشه یلدا....[نیشخند]

کعبه جون

ببین عروس جونی من بسیار با این بخش آشپزی موافقم [قلب] خودمم اگه یه روز یه چیزی خواستم بنویسم و امکاناتش (دوربین اینا ) داشتم بهت خبر مبدم با هم بنویسیم باشه؟ آشپزیمون وبلاگ گروهی باشه [پلک] البته حالا که خبری نیست ، همینجوری گفتم که گفته باشم و از حالا قولشو ازت بگیرم [شوخی]

ساره

سلام عروس خانوم گل .مرسی عزیزم از اینکه بهم سرزدی.منم دارم گووگل ریدرمو درست میکنم تا سر وقت بتونم بیامو بهتون سر بزنم اونجا لینکیدمت عزیزم.خوشحال میشم باز بیای پیشم[ماچ] موفق باشی[گل]

Helena

سلام عروس خانوم هنرمند، من امروز با وبلاگت آشنا شدم، از این به بعد هر روز بهت سر میزنم، موفق باشی گلم.[ماچ][قلب]

فرحناز

چقدر خوشحال شدم که میتونم شاهکارهای قشنگتون رو ببینم و آشپزیم رو بهتر کنم[لبخند] من لینکتون کردم اگه لینکم کنین خوشحال میشم [ماچ]