ماجراهای من و دومادم 34

سلام دوستان گلم

نمیدونید چقدر پیامها و اظهار دلداری هاتون برامون قوت قلب بوده و هست ازتون خیلی خیلی ممنونم

شرمنده که ناراحت و نگرانتون کردم اما تنها جایی که میتونم با خیال راحت حرفامو بزنم فقط همین جاست.به خانواده هامون که نمیشه حرف زد همینجوریشم نگرانن و دل تو دلشون نیست.مادر شوهری که بدجور نگرانه و نگرانی کامل از صداش میشه حدس زد.

شنبه صبح دومادم رو رسوندم سرکار و خودم هم رفتم بانک تا قسط بدم و از اونجا ناهار پیش مامانم بودم و بعد رفتم آرایشگاه و بدو بدو رفتم خونمون تا لباسامو عوض کنم برا ساعت 4 برم دنبال دومادم که بریم دکتر و دومادم هم با یه پیک هماهنگ کرد که بره از آزمایشگاه جواب MRI رو بگیره و ببره مطب دکتر تا ما هم معطل نمونیم.با بارونی که اومد خیابان ها بدجور ترافیک بود اونم تو شریعتی که روز عادی ترافیک دیگه چه برسه به اینکه یه بارونم بیاد.با هزار جور بدبختی جای پارک پیدا کردیم و ماشین گذاشتیم تو یه کوچه و کلی پیاده تا مطب رفتیم.دومادم که قرصهایی که دکتر قبلی بهش داده بود رو میخوره بدجور تو مطب چرت میزد اما چون از قبل سفارشمون رو کرده بودن بعد نیم ساعتی رفتیم تو و دومادم همه علایم و دردی که داشت رو به دکتر گفت.دکتر هم MRI رو دید گفت که هیچ مشکلی ندارهاوه و وقتی معاینه کرد با جدیت کامل گفت که من نمیدونم مشکلت چیه؟!!!!!تعجب من و دومادم که وا رفتیم و یه قرص نوشت که مسکن اعصاب هست و قرص دکتر قبلی رو هم دوزش رو زیاد کرد.وقتی از مطب اومدیم بیرون به مامان ها زنگ زدیم و گفتیم که جواب MRI خوب بوده و مشکلی نیست.شب اولین قرصی که دکتر داده بود رو خورد اما چشمتون روز بد نبینه دردش که بهتر نشد بدتر هم شد.

یکشنبه از دردی که دومادم داشت نتونسته بود تا صبح  چشم رو هم بذاره و برا همین خونه موند و صبح بعد از صبحانه یکی دیگه از همون قرص ها رو خورد که باز دردش رو افزایش داد و گفت که دیگه این قرص رو نمیخوره و احتمال داد که شاید از دندانش باشه و با دندانپزشکش هماهنگ کرد و ساعت 5.30 رفتیم.دکتر وقتی دندانهای سمت راست صورت رو نگاه کرد (همون سمتی که درد داره) گفت هیچ مشکلی نداره اما بالای یکی از دندانهات انگار آبسه کرده و چرک کرده برا همین درد ریشه داری.من و دومادم نمیدونید چقدر خوشحال شدیم که بالاخره منشاء درد معلوم شد از کجاست و دکتر گفت باید به یه متخصص ریشه مراجعه کنید.شب تو اینترنت از سایت کتاب اول گشتم و لیست متخصصین ریشه دندان رو پیدا کردم و برا امروز از یکیشون وقت گرفتم.

امروز دومادم دیگه مجبور شد بره سرکار و قرار شد منم ساعت 1.30 براش ناهار ببرم و از اونجا بریم دکتر که ساعت 12.30 زنگ زد که حالم خوب نیست و آژانس گرفتم و دارم میام خونه.الانم دراز کشیده و یه مسکن خورده تا کمی دردش بهتر شد بتونه غذا بخوره.

بازم از همتون ممنونم

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری در انتظار

سلام عزیزم...خدا رو شکر...الحمدلله که چیزی نبوده.....ایشالله درد دندونشونم زود خوب میشه....اگه میتونی یه صدقه بده....[ماچ][گل]

بانو

خدار را شکر خیالم راحت شد دیدی گفتم این دکترا عادشونه ار کاه کوه میسازن دیگه همشون همینطوریننننننننن بازم میگم خدا را شکر خیلی خوشحال شدم که چیزی نبود

وحیده

سلام امیدوارم کسالت همسرتان هرچه سریعتر بر طرف شود

توت فرنگی

سلام عروس خانمییییییییی عزیزم خوبی مهربونم؟؟؟؟؟دلم واست یه ذره شده بووووود خدا رو شکر که چیز مهمی نبود.... امیدوارم حال دومادت زودتر خوب بشه...... فداتتتتتتتتتتتتتتتت

همسر یک طلبه

سلام خوب خدا رو شکر باز هم شکر نمی دونی چقدر خوشحال شدم که جای هیچ نگرانی نیست هرچند از درد دندون دیگه بدتر هم نیست ان شاءالله زودتر خوب بشه امروز شیفت اولین روز کاریمه تو امامزاده سید محمد آقا حتما براش دعا می کنم [گل]

مهتا

سلام امروز براي اولين بار به وبت سرزدم وقتي مطلبتو خوندم خيلي ناراحت شدم اميدوارم هرچه زودتر خوب بشن و مشكل خاصي نباشه از صميم قلب براش دعا ميكنم البته اگه لايق باشم. خوشحال ميشم سري به من بزني[گل]

شكلات

[چشمک] منم لینکت کردم. راستی چه خبر؟؟؟؟

مینا

سلام عزیزم خداروشکر که چیزی نبود خیلی خوش حال شدم انشاله درد دندونشونم برطرف میشه بوووووس

فرزانه

درحالي هستي زودي بيان بنويسي دومادي بهتر شده[لبخند]