ماجراهای من و دومادم 25

سلام به همگی همچنان منتظر پیشنهاداتتون برای سایت آپلود هستمچشم

دیروز از صبح کاره خاصی انجام ندادم و تقریبا میشه گفت که تو تخت با لپ تاپ کنار پنجره مشغول بودم و برف ها رو نگاه میکردم و لذت میبردممژه

دیروز دومادم اومد خونه خیلی خسته بود  هنوز نیم ساعتی از اومدنش نگذشته بود که برادرشوهری زنگ زد حال و احوال کنه و پیشنهاد داد که بریم بیرون و بعدشم انقلاب که کتاب بخره،از اون اصرار از دومادم انکار منم از اینور بهش اصرار میکردم که بریم بیرون و چون اسم انقلاب اومد به دومادم گفتم از انقلاب بریم جمهوری که پیراهنی که از برلیان گرفتیم و عوض کنیم آخه وقتی خواستم برا دومادم اتو کنم دیدم توش زدگی داره، دومادم هم که دید چاره ای نداره قبول کرد و به پیشنهاد من اول رفتیم برلیان،برلیان رفتن  همان و دوباره کلی خرید کردن همانمژه

بنده خدا برادرشوهری دوباره کلی هزینه کرد و اخلاقی هم که داره نمیتونه به خانومش نه بگه برا همین خانومش به اصرار براش یه ادکلن خرید و منم برا دومادم یه کت اسپرت با یه شلوار کتان خریدم که خیلی باهم ست قشنگی میشن وقتی از برلیان اومدیم بیرون به پیشنهاد برادرشوهری به مناسبت گواهینامه گرفتن خانومش شام رفتیم بیرون،پیتزا خوردیم که واقعا عالی بودخوشمزه آخه منو دومادم بعد از چند وقت بالاخره یه پیتزا درست و حسابی خوردیم آخه هرجا میرفتیم اصلا پیتزاهاشون باب میل ما نبودنزبان

بعد از شام تازه برادرشوهری یادش افتاد که ای دل غافل اصلا برا این اومده بیرون که میخواست بره انقلاب کتاب بخرهخنده من بعد از بیرون اومدن برلیان یادم بود ولی چون خیلی خسته بودم صداشو درنیاوردم (خیلی بدجنسماز خود راضی)

براگرفتن گواهینامه جاری عزیز چون دست خالی نباشم کیکی رو که شب قبلش پخته بودم و بهش دادم و کلی ازش عذرخواهی کردم که زودتر خبردار نشدم تا یه چیز بهتر براش بگیریمخجالت

اینم آدرس برا دوستانی که آدرس فروشگاه برلیان و ازم درخواست کرده بودن:

تهران، خیابان ولیعصر، تقاطع جمهوری، جنب فروشگاه رفاه

تلفن: ۶۶۴٠٨٨١١ و ۶۶٩٧١٢٨٩

خوشحال میشم اگه کسی رفت بهم خبر بده تا ببینم از جنساش راضی بوده یا نهابرو 

/ 19 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسما

انشالله خوشبخت باشین عزیزم دوست داشتم وبلاگتو چندتا پست خوندم امتحانام تموم شه همه رو میام میخونم....لینکت میکنم

زری

سلام عروس جونم خورشتت عالی شده بود حاجی می گفت جزو غذاهایی که آدم انگشتاشو با هاش می خوره برا ناهار درست کردم عالی شد با زهم منتظر دستور غذاهای خوشمزت هستیم این از طرف حاجی و مامان زری [گل]

عسل(مامان نگار)

سلام عروس خانوم مي بينم حسابي خوش مي گذرونيد حالا به ما سر مي زنيو بدون نظر دادن ميري!!![لبخند]

زری

سلام آپمممممممممممممممممممممم سر بزن [نیشخند]

اسما

گلم همه پستاتو خوندم زندگی قشنگی دارین انشالله خوشبخت باشین عزیزم مواظب خودتون باشین[ماچ]

کعبه جون

خبری از آرزو نداری نگرانشم چی شد رفت بعدش خبری هم نداد

niusha

پرشین گیگ برای آپلود عالیه ثبت نام کن میفهمی[گل]

همدم

سلام وب جالب وجذابی دارین .تبریک میگم. ازعکساتون خیلی خوشم اومد چون حس خوبی باخودشون داشتن. موفق باشین[گل]